ما همیشه سعی کرده ایم ، در زندگی مان فقط یک روی سکه را ببینیم ، و این قضیه باعث ناشکری مان شده است ،در حالی که زندگی دو چهره دارد .

بیاییم ، در این ماه مبارک یکسری به بهزیستی ، مراکز درمانی و روانی بزنیم ، تا روی دوم سکه زندگی را هم ببینیم . ببینیم که اگر یکی از این افراد ما بودیم ، چه می کردیم . ما انسانها تا زندگی بر وفق مرادمان است ، قدر نمی دانیم و همش از خداوند طلبکار هستیم و دائماً غرغر می کنیم . تا اتفاقی در زندگیمان نیافتاده ، همه فکر و ذکر مان شده ، پول اندوزی و چشم هم چشمی و خلاصه به همه چیز و همه کس فکر می کنیم ، الاً خداو ند متعال و لی خدا نکند که ورق بر گردد ، و ما دچار حادثه ای شوییم ، صدای راز و نیازمان عرش را می لرزاند و می شویم ، خدا پرست .

این مسئله همان نقطه انحراف ما در زندگی است . آخر برای یک لحظه هم که شده ، بیاییم درست به اطراف مان بنگرییم . دختری که تا چند روز پیش سالم و سرحال بوده است ، ناگهان بر اثر خودخواهی یک انسان دگر می بینیم ، با اسید پاشی چشمان خود را از دست می دهد . این دو روی زنذگی است ، که ما باید ازش درس بگیریم ، الان این خانواده حاضر تمام زندگی خویش را بدهد تا یک چشم فرزندش برگردد ، ولی دیگر بر گشتی نیست . فرض کنیم ، یک لحظه ما جای این دختر بودیم ، چه می کردیم . کسی که تا چند سال چشم داشته و به راحتی زندگی می کرده است و بهش می گفتند مثلاً نماز بخوان ، می خندیده و می گفته ، قرصش را می خورم ولی حالا باید بدون چشم و نابینا زندگی نماید ، چقدر دشوارست . یک لحظه خدا ما را رها کند ، به خودمان همین خواهد شد . از دنیای مادی به غیر از این نباید انتظار داشت .

این تصویر را به دقت نگاه کنیم و شکر کنیم و دست از لج بازی و ناشکری خداوند متعال بر داریم و سعی کنیم تا بنده خوبی برای او باشیم ، قدر سلامتی مان را بدانیم . این اتفاقات باید درسی باشد ، برای دختران و پسرانی که همه فکرشان شده ، فقط هوسرانی و بی توجهی به دین ، این هم عاقبت عشق بازی دنیا  

 

ان شاء الله خداوند ایشان و همه بیماران را شفا عنایت نماید .