حضرت حجت الاسلام والمسلمین نجم الدین طبسی که به بررسی ابعاد شخصیتی میثم تمار پرداخته است ،اینگونه بیان می دارد .

از سوابق میثم تمار کمتر اطلاع داریم، ایشان ظاهراً ایرانی و اهل دماوند هستند؛ وی بعد از اعمال عمره هنگامی‌ که به مدینه آمده بود، با ام‌ّالمؤمنین «امّ‎سلمه» دیدار کرد، «امّ‎سلمه» از پشت پرده به ایشان فرمودندکه: چه شب‌هایی بود ،که پیامبر اکرم(ص) یاد تو بود و راجع به تو با علی(ع) صحبت می‌کرد. بعد از آن دستور دادند ،عطر به محاسن میثم تمار بزنند ،که میثم به امّ‌سلمه گفت :که این محاسن من در راه ولایت و دفاع از امام حسین(ع) غرق در خون می‌شود.
میثم تمار خبر شهادت امام حسین(ع) و روز شهادت امام حسین(ع)، توطئه جباران اموی در اعلام کردن روز عید در روز شهادت آن حضرت(ع) را بیان می‌کرد ،که مردم از وی می‌پرسیدند که: این نقل‌ها را از کجا می‌گویی؟ که میثم پاسخ می‌داد: اینها را از امام بزرگوارم علیّ‎بن ابی‎طالب(ع) شنیده‌ام.
ابن‎عباس معروف به عالم امت در برابر عظمت میثم تمار سر تعظیم فرو می‌آورد ،چرا که میثم مطالبی را راجع به شهادتش به ابن‏عباس گفته بود و ابن‎عباس که شاگرد امام علی(ع) بود، در اوایل فضائل میثم را باور نمی‌کرد و برگه‌های حوادث آینده نقل‎شده ،از میثم را پاره کرد ،که میثم به او گفت: برگه‌ها را پاره نکن و باخود داشته باش ،که خواهی دید من چه می‌گفتم، که همین طور هم شد.


چگونگی شهادت میثم تمّار

پس از دستگیری میثم تمار، او را نزد عبیداللّه  بن زیاد، والی کوفه بردند. میثم با شجاعت تمام و بدون ترس و وحشت،در مقابل ابن زیاد ایستاد و یک بار دیگر، ایستادگی و استواری حق در مقابل باطل را به نمایش گذاشت. عبیداللّه  از میثم پرسید: خدایت کجاست؟ فرمود: در کمین ستمگران است و تو یکی از آنها هستی. ابن زیاد میثم را تحت فشار قرار داد تا از مولای متقیان امیرمؤمنان بیزاری جوید، ولی میثم زیر بار خواسته او نرفته، تمام شکنجه ها را تحمل کرد؛ ولی کوچک ترین جسارتی به مولا و مقتدای خود نکرد. ابن زیاد پرسید: شنیده ام که علی کیفیت مرگ تو را گفته است؟ میثم جواب داد: آری، حضرت به من فرمود: تو را شخص پست و مزدور و پسر زن بدکاره ای دستگیر می کند و دست و پا و زبانت را می بُرد. ابن زیاد با شنیدن این حرف ها خشمگین شد و دستور داد دست و پای میثم را قطع کرده، ولی زبانش را نبرند تا به گمان ناقص او، دروغ امام علی علیه السلام  آشکار شود. سپس دستور داد که او را با همان حال بر دار زنند.

خطبه بر دار

میثم تمار که با دست ها و پاهای بریده، بر بالای دار بود، فرصت را غنیمت شمرده و نهایت عشق و ارادت خود را به مولا و مقتدای خویش و خشم و کینه خود را به دشمنان اهل بیت به نمایش گذاشت. او با همان حالت شروع به سخنرانی کرد و با صدای بلند مردم را مورد خطاب قرار داده و فرمود: «ای مردم، هر کس می خواهد احادیث یادگاری از سرچشمه زلال علوم اسلامی، علی بن ابی طالب بشنود، به سوی من بشتابد که به خدا سوگند از آنچه از امروز تا روز قیامت انجام خواهد شد، به شما خبر خواهم داد و هر فتنه و آشوبی که تا روز قیامت بر پا خواهد شد، با شما در میان می گذارم». مردم زیادی گرد او جمع شده و به سخنان او گوش دادند. وقتی این خبر به دار الاماره رسید، ابن زیاد دستور داد افساری بر دهان او بزنند. میثم، با همان حال، به افشاگری های خود بر ضد دستگاه ظالم بنی امیه ادامه داد تا اینکه به دستور ابن زیاد، زبانش را قطع کردند و با این حرکت، حقانیت و درستی گفتار امیرمؤمنان به اثبات رسید.

پرواز تا ملکوت

شهادت، شایسته مردان بزرگی است که خود را برای آن افتخار بزرگ آماده کرده اند و خداوند هم تاج پرافتخار شهادت را بر سر آنها می گذارد و در روضه رضوان مهمانشان می کند. میثم تمار، یار همیشگی امیرمؤمنان، به مدت دو روز، با دست و پاها و زبان بریده بر فراز دار بود و در نزدیکی غروب روز دوم، خونی از گلوی او فرو ریخت و محاسن شریفش را رنگین کرد. در روز سوم، یکی از مزدوران ابن زیاد نزد چوبه دار رفت و با نیزه شکم او را درید. در این هنگام، بانگ تکبیر از میثم بلند شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. میثم تمار در روز 22 ذیحجه سال 60 قمری، ده روز قبل از ورود امام حسین علیه السلام  به سرزمین پربلای کربلا، در شهر کوفه به شهادت رسید.

دفن میثم

دستگاه حاکم بنی امیه، برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم، از پایین آوردن جنازه میثم و دفن او جلوگیری می کرد. در همان حال، هفت نفر از خرما فروشان با یکدیگر پیمان بستند که جنازه میثم را شبانه از بالای دار پایین آورده، دفن کنند. چون پاسی از شب گذشت، به نزدیکی دار آمده و تعدادی مأموردولتی یافتند که برای محافظت از جنازه نگهبانی می دادند. خرما فروشان، آتشی روشن کرده و مأموران را با آتش مشغول کردند تا جنازه را پایین آورده، روی تخته ای نهاده و در نزدیکی چشمه ای دفن کردند. چون صبح شد، ابن زیاد سپاهی را برای یافتن جنازه، گسیل داشت که به نتیجه ای نرسید. آرامگاه میثم که در نزدیکی مسجد اعظم کوفه است، زیارتگاه خاص و عام می باشد.