برگرفته از دست نوشته های استاد حاجی امیری

تعریف بیعت :

درباره بیعت تعاریف مختلفی شده است که ، به دو نوع از این تعاریف اشاره می کنیم ، که نسبت به بقیه تعاریف رایج تر می باشد .

الف ) عبارت است از تعهد و پیمانى که بیعت‌ کننده با بیعت‌ شونده ( امام ، حاکم یا امیر ) بر اطاعت و فرمان بردارى از او و سپردن امور خود به وى مى‌بندد. (1

ب) بیعت نوعی عقد و قرارداد دو سویه بین حاکم و فرمانبرداران است که ،یک خلیفه را متعهد به اداره جامعه ، با توجه به حق و عدل و رعایت مصالح مسلمانان و بر اساس قرآن و سنت می نماید و از طرف دیگر مومنان متعهد می شوند ، که ضمن شنیدن و اطاعت از خلیفه ، او را نصیحت و حمایت کنند . (2

کاربرد لفظ "بیعت " فقط در فقه و مبانی حکومت اسلامی مصداق داشته و دارد .

اقسام بیعت:

بیعت برحسب موارد آن ( اهداف - محتوا - ...) ، گاهى عام است و گاهى خاص .


۱) بیعت عام : عبارت است ،از تعهّد بر اطاعت مطلق در تمامى زمینه‌ها و همه‌ی اوامر و نواهى. این نوع بیعت تنها با پیشواى معصوم مشروعیت دارد.

مورد بیعت عام :

بیعه الخلافة و الامامة:

این هـمـان بیـعـتـی اسـت که ،از عـصـر پیامبر اکرم(ص)، خـلـفا و ائـمـه (ع) ،با کـیـفـیـت مـخـصـوص آن زمان بـوده است و در امـروز نیز مـمـکن است ،به اشکال دیگر خودنمایی کند. و ویژگی آن, ملاک تشخیص موافق از مخالف بودن آن است. و انجام این بیعت به معنای پذیرش ولایت امر در تمام امور و به تمام معنا است. (3

۲) بیعت خاص، همچون بیعت با فرمانده، برجنگیدن، مقاومت کردن در برابر دشمن و فرار نکردن از جبهه .

موارد بیعت خاص :

الف) بیعه الاتباع: این همان بیعتی است که در عقبهء منا و نیز بعد از فتح مکه و اعلان اسلام, بر متابعت از خدا و رسول انجام شد.
قرآن می فرماید: ((یا ایـهـا الـنـبـی اذا جـاءک المؤمنات یبایعـنـک علی ان لایشرکن بالله شیئا ولایسرقن و لایزنین و لا یقتلن اولادهن و لا یاتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن و لا یعصینک فی معروف فبایعهن واستغفر لهن)) (4

مفاد این بیعت, اطاعت از خدا و رسول است که ،در قالب امور اعتقادی, اخلاقی و حقوقی جلوه کرده است. این امور عبارت اند از: 
شرک نورزیدن به خدا, دزدی نکردن, مرتکب فحشا نشدن, نکشتن فرزندان خود, تهمت نزدن و بالاخره نافرمانی پیامبر نکردن. در روایتی نیز آمده که عباده بن صامت گفت: «بایعنا رسول الله علی السمع والطاعه فی العسر والیسر» (5
ب) بیعه الجهاد: این همان بیعتی است که معمولا فرمانده سپاه از نیروهای تحت امر خود می گیرد تا در میدان جنگ تا آخرین قطرهء خون با وی باشند. قرآن کریم به این نوع بیعت اشاره کرده و می فرماید: «ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه» (6 ، این بیعت به قرینهء آیات بعد، که در آن سخن از مغانم کثیره, مخلفون و... است،معلوم می شود که،بیعت جهاد است و مفاد و اسم پیمان صلحی هم که بسته شد خود مؤید این حقیقت است. در روایتی نیز پیامبر صریحا فرمود: ابایعه علی الجهاد. (7

البیعة علی السمع والطاعه, البیعة علی ان لاتنازع, البیعة علی القول بالحق, البیعة علی القول بالعدل, البیعة علی الاثره, البیعة علی النضح, البیعة علی ان لانفر, البیعة علی الموت,  البیعة علی الهجره, البیعة علی فراق المشرک.(8

منبع :

1- عباسعلی عمید زنجانی ، فقه سیاسی ، ج 2 ، انتشارات امیر کبیر ، 1377 ، ص 204

2- طه حسین ، المجموعه الکامله ، المجلد الرابع ، الخلفا ء الراشدون ، بیروت ، دارالکتاب ، 1973 ، ص 59

3- میبدی ، پیشین ، ص 184 ، ص 183

4- ممتحنه(60) آیه12.

5- سنن النسائی, ج7, ص38.

6- فتح(48) آیه10.

7- میبدی ، پیشین ، ص 184 ، ص 183

8- سنن النسائی, ج ، ص 137 تا 143