روزی حضرت علی (ع) به بازار بصره آمد و مردم را دید ، آنچنان سرگرم خرید و فروشند که گویی خود را از یاد برده و از هدف انسانی به کلی غافل شده اند . با مشاهده این منظره طوری متأثر گردید ، که بشدت گریست .

سپس فرمودند : ای بندگان دنیا و ای کار گزاران اهل دنیا ، شما که روزها سر گرم معامله و سوگند خوردنید و شبها با بی خبری در بستری خواب آرمیده اید و بین روز و شب ، از آخرت و حساب و کتاب آن غافلید . پس چه وقت ، خود را برای سفری که در پیش دارید ، مجهز می کنید و برای آن توشه بر می دارید و در چه زمان به روز قیامت می اند یشید و به فکر معاد می افتید .

آری ، مرگ را گویا عده ایی فراموش کردن و فکر می کنند که این مرگ و میر ها فقط برای دیگران است در حالی که هر روز می گذرد ، یک گام به مرگ نزدیک تر می شویم و باید برای حساب و کتاب خود را آماده کنیم .

امشب بیاییم ، وقتی که سر بر رختخواب می گذاریم ، لحظاتی احساس کنیم که مرگ مان فرا رسیده ، چه کار از دست مان بر می آید . آن هنگام که سنگ های لحد را می چینند ، چه خواهیم کرد ؟

گفتار فلسفی _ معاد - ص330