روزی امیر مومنان علی( ع ) از اسب خود پیاده شد و آن را به فردی ‌سپرد و وارد مسجد شد ، آن شخص زین اسب را بیرون آورد و اسب را رها کرد ، امیر مومنان از مسجد بیرون آمدند در حالی که دو درهم آماده کرده بودند ، تا به آن شخص بدهند ، امّا دیدند که مرکبشان بدون زین ایستاده است ، حضرت سوار بر مرکب شدند و رفتند و دو درهم را به غلام خود دادند تا برای مرکب زینی بخرد . غلام به بازار رفت و همان زین را در دست یک نفر دید ، گویا سارق آن زین را به دو درهم به آن شخص فروخته بود ، هنگامی که غلام جریان را به حضرت (علیه السلام )گفت : حضرت (علیه السلام ) فرمودند :

بنده برحرام عجله می کند و خویش را از همان مقدار روزی حلال محروم می سازد ، در حالی که بیش از آن چه که مقدرش بوده است ، بدست نمی آورد . من می خواستم دو درهم به او بدهم ولی او خود روزیش را حرام کرد .